icon
شب اول ... :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

شب اول ...

شنبه, ۳ آبان ۱۳۹۳، ۱۰:۵۲ ب.ظ

خیابان های منتهی به هیات معروف شلوغ است در حد راه بندان

مثلا اگر در روز عادی مسیر پیاده روی تا حاج منصور را در پنح دقیقه میروید حالا چندین دقیقه باید بگذارید رویش و اگر قصد حاج منصور رفتن دارید زودتر راه بیفتید و قید ماشین را بزنید 

روبرو ی هیات پر است از موتور، موتورهایی که قطاری کنار هم ردیف شده اند

هیاتی ها میدانند موتور در ایام محرم برای عزادار چه حکمی دارد

با تفاسیری که گفتم اواخر مجلس به حاجی رسیدیم، کمی نشستیم روضه گوش کردیم، دمی سینه زدیم و سریع راه افتادیم تا حداقل مجلس حاج آقا جاودان را در حسینیه حق شناس از دست ندهیم

سوار ماشین شدیم و تا شهدا خود را رساندیم

داخل مجلس درست مقابل در در انتهای حسینیه یک عکس بزرگ با کیفیت از ضریح ارباب زده اند

آنقدر با کیفیت که فکر میکنی وارد حرم شدی خدا خیرشان بدهد

چهره مستمعین و عزادارها از شوق گل انداخته، والله که بزرگنمایی نمیکنم، روضه شروع شده و مستمعین دو دسته شدند. یک گروه آن هیاتی های حرفه ای که قبل این مجلس سری به حاج منصور زدند و تنور روضه شان گرم است و حالا آماده ترند یک گروه هم آنهایی که به هر دلیلی به هیات قبل نرسیدند و دارند کم کم گرم میشنود

همه خوشحالند که بلاخره روزی شب اول را گرفتند و حالا در محرمند

#گزارش_رویدادهای_هیات_ما

#شب_اول

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۰۳
مسیح

محرم

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

بازخورد

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">