icon
فقط اسیر نشو... :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

فقط اسیر نشو...

جمعه, ۱۴ آذر ۱۳۹۳، ۱۱:۴۸ ب.ظ


میگفت چند وقت وقفه می افتاد بین اعزام دوباره اش،دید نمی تواند تهران بند شود گفت من میخواهم بسیج اعزام شوم, در قالب تخریبچی

من نمی دانستم تخربچی چی هست!

پدرش رضایت نمی داد من هم نارضایتی نداشتم اما به دلم بد افتاده بود.

میگفتم میخواهی برو اما هیچ جوره دلم رضا نمی شود اسیر شوی، اسیر شوی یک دقیقه هم تاب تحمل ندارم!

اوهم میگفت:

نترس مادر کار به اسیری نمیکشد

منم دوهزاریم نیفتاد که یعنی چی, هر جور شده رضایت پدرش را گرفتم رفت

راست هم گفت

اسیر نشد

شهید برگشت

ء

ء

بهشت زهرا

سر صحنه

شهید مجتبی اکبری

#یادگاران

ء

ء

پ ن:

این هم روزی ماست به هر حال

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۹/۱۴
مسیح

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

بازخورد

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">