icon
زنده باد زندگی دوستان من... :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

زنده باد زندگی دوستان من...

يكشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۴، ۰۱:۴۹ ق.ظ

دیرررنگ (صدای پیام وارده در واتز آپ):

بزن دو

بدوو

باز دوباره داره پخش میکنه!!

من:

چی رو؟؟

اون:

بابا بچه ها رو داره نشون میده!

(یک تصویر گرفته شده با موبایل از صفحه تلوزیون همان موقع از طرف او می آید)

داره با افتخار میگه فلافل دادم! (آیکونه خنده که از چشمای طرف اشک میاد)

من:

یعنی دوباره آوردنشون؟؟

اون:

نه بازپخش برنامه منتخبه!


( در این لحظه سمت کنترل پریده و به سمت کانال دو حرکت میکنم)

احسان سمت راست نشسته و همسر محترمش سمت چپ

عمده جواب ها و اصفهانی گری های اخلاقی را احسان میدهد و بنده خدا همسرش هر از چندگاهی تایید میکند.


آن موقع ما در دانشگاه نبودیم

اما از سعید شنیده بودم عروسیشان را برده بودند کهف برگزار کرده بودند

صفر تا صد مراسم دست بچه ها و دوستان

از میثم محمد حسنی تا بقیه افرادی که من بعد ها نم نم با آنها آشنا شدم

سعید هم بود و عکس گرفته بود البته اگر اشتباه نکنم

شام هم به بچه ها فلافل داده بود. (خب اصفهانیست دیگر :))) )

عروس بدون لباس عروس حتی با چادر مشکی

داماد هم لباس معمول

عروسی را هم آنطور که تعریفش را شنیده بودیم خیلی به بقیه خوش گذشته بود

همه چیز خیلی ساده

بعدها هم داماد را خوب شناختم و معاشرت کردم

و هم همسر محترمش را

یعنی شاید خدا از این بهتر نمی توانست در و تخته ای را فابریک به هم جور کند

از زمانی هم که داماد را شناختم هر روز خدا برایش بهتر خواست و زندگیشان به کوری چشمان شیطان و بدخواه بهتر پیش میرود

خلاصه به بهانه باز پخش این برنامه دوست داشتنی مبخواستم بگویم که

اینجوریش هم هست خدا شاهده

ساده گرفتن

سالم برگزار کردن

صالح زندگی کردن

آن وقت خداهم می آید وسط و دیگر زندگی در همان اوایل دو نفره نمی ماند و میشود سه نفر

تو و ایشان و خدا


به در گفتم دیوار بشنود










پ ن:

ازدواج داخل دانشگاهی البته با چشمان باز!

پ ن:

ازدواج به دور از کوری های موقت با در نظر گرفتن عنصر هم کفو بودن

پ ن:

ازدواج فارغ از تعابیر دست نیافتنی و نورانی

پ ن:

ازدواج به دور از کتاب های شهید به روایت همسر

پ ن:

اگر دوست داری همسرت شهید وار زندگی کند توهم شهید شو، چه برای آقایان چه خانم ها

پ ن:

چقدررر پ ن!


نظرات (۵)

۱۶ فروردين ۹۴ ، ۰۲:۱۵ انسان نیازمند
چهارمین پ. ن. چرا؟؟؟
پاسخ:
به دلیل جو زدگی
و ایجاد توهم
و بالا رفتن سطح توقع در صورت نداشتن مواد لازم
اگر اشتباه نگرفته باشم سوژه هایی که در موردشان نوشته اید را
"بنده توفیق هم مدرسه ای بودن با همسر آقا داماد را داشتم و حقیقتا خدا لطف خودش را به جناب داماد کامل کرده با همچین همسر آسمانی "
من در جریان کم و کیف عروسی و چکونه برگزار شدنش نیستم فقط از دوستان اندکی شنیده ام ، با وجود انتقادی که به فلافل دادن داشتم باید بگویم اصفهانیها مقتصد هستند نه .... !

پاسخ:
بله به احتمال زیاد سوژه های مد نظر مشترک هستند
به هردو نفر خداوند لطف کرده هم آقا داماد و هم همسرشون، ان شا الله زندگی خوب و خوش و با خدایی داشته باشند
فلافل دادن چیز بدی نیست، مخصوصا اینکه یه خاطره درست حسابی در ذهن میهمان ها ساخته، البته سفارش شده در مورد اطعام
در مورد اصفهانی ها هم شوخیی بود با جناب داماد، البته که مقتصد هستند
چسبید.
:)
پاسخ:
ممنون
۱۸ فروردين ۹۴ ، ۰۰:۲۷ پلڪــــ شیشـہ اے
چه قدر خوب*/ یاد بگیرید اصفهانی ها همیشه الگو هستند، چه در بحث های اقتصادی چه سایر موارد. اما کو کسی که پند گیرد.فقط مسخره می کنند. شوخیشم خوب نبوده.*/ ان شاءالله عاقبت همه جوان های اسلام ختم بخیر.
پاسخ:
عروسی این دوستمون یه الگو خیلی خوبه
بتده موافق هستم با کارشون
حتی فلافل دادنشون
ان شا الله

از شبکه افق دیدیدم
+
پاسخ:
++

بازخورد

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">