icon
آن بالا بالاها.. :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

آن بالا بالاها..

شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۴، ۱۱:۰۵ ب.ظ

برداشت اول:
(پدر فرزندش را بغل گرفته به بالا پرت میکند)
قربونش برم...قربون پسرم برم
_
آقا اون بچه رو اینقدر بالا ننداز حالش بد میشه بچه ضعف میره

خانوم این بچه جاش اون بالا بالاهاست از الان باید عادت کنه, ولی چشم بفرمایید خدمت شما این گل پسر

برداشت دوم:
(روز قبل عملیات بچه هایی را که اسمشان برای عملیات در آمده را بچه های دیگر حسابی تحویل میگیرند
پتویی آماده کرده اند و آنها را توی پتو می اندازند و محکم به بالا پرت میکنند
مرتضی را میگذارند توی پتو و حسابی به بالا پرت میکنند, فرمانده از راه میرسد و میگوید) :
آقا این بچه ها رو اینقدر بالا پرت نکنید, میفتن دست و پاشون یه چیزی میشه شب عملیاته...

_
حاجی غصه نخور بچه ها شب قراره بال در بیارن اینا که چیزی نیست

برداشت سوم:
پیکر مرتضی روی دست بچه ها بالا پایین میرود
حالا دیگر مرتضی پر در آورده...



پ ن

روزی روزگاری ماهم...

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۴/۰۵/۲۴
مسیح

نظرات (۳)

۲۵ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۳۳ خانم الفــــ
چقدر عالی بود....
پاسخ:
ممنون
عالی
+
مهمان ما باشید
پاسخ:
ممنون
۲۶ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۷ پلڪــــ شیشـہ اے
پر در آورده ...
چه تصویر سازی خوبی ...
خدا کنه حواس جمع زحمت هاشون باشیم
پاسخ:
ان شا الله..

بازخورد

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">