icon
هنگامی که چشم هایمان ببیند... :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

آخرین مطالب

هنگامی که چشم هایمان ببیند...

پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۲۰ ق.ظ



یکی از دوستان گفته بودند که از فیلم های خوب ایرانی معرفی کنم

والا من خیلی معیار خوبی برای شناسایی فیلم خوب و بد نیستم و اساسا حافظه ی خیلی بدی دارم برای آرشیو کردن فیلم ها

ولی امشب که داشتم قسمتی از یک سریال رو میدیدم یاد یکی از فیلم هایی افتادم که دوستش دارم

فیلمی که خیلی سال پیش دیدم، پس بنابراین به صورت جزئیی به یاد نمی یارمش ولی موقعیتی رو تصویر کرده بود که اون موقع خیلی درگیرم کرد و بعد ها به واسطه اتفاقی خیلی اون موقعیت رو به خودم نزدیک دیدم.

(بید مجنون) حکایت مردیه که از 8 سالگی نابیناست ولی بعد چند عمل جراحی بینایی خودش رو به دست میاره. مردی با کمالات و اگر اشتباه نکنم استاد فلسفه یا چیزی شبیه به این.

تو نابینایی با همسرش ازدواج کرده، همسری که بیناست.

زندگی خوب و خوشی دارند اما تا قبل از بینایی شخص اول فیلم.

بینا شدن چشم های مرد اون رو وارد فضایی میکنه که رفته رفته زندگیش رو دچار مشکلاتی میکنه.

و همه این مشکلات ناشی از یک چیزه

دیدن

آدمی که تا دیروز همه چیز رو به صورت قراردادی قبول کرده بود و طبق تصورات ذهنیش جلو میرفت، حالا همه چیز رو میدید و در موقعیت های جدیدی می افتاد.

باقیش رو نمیگم که یک وقت دیدن فیلم براتون بی مزه نشه.

اما فیلم جدا از پوسته ی معمولی و روایت زندگی

میتونه پوسته ی استعاریی هم داشته باشه

به اون جنبش هم دقت کنید.


این فیلم رو به دلیل تجربه خیلی نزدیکی که از موضوع فیلم بعدها پیدا کردم، هیچ وقت فراموش نمیکنم

وحشت این که یک روز چشم باز کنم و همه چیز بریزه بهم





پ ن:

باز تاکید میکنم خیلی سال پیش دیدم، اگر توضیحاتم دقیق نبود یا حتی اشتباه بود و یا اگر کیفیت ساخت فیلم خیلی قوی نبود ببخشید.

پ ن:

فیلم یکم تلخه، خودتون رو آماده کنید :)

پ ن:

به نظرم کلیت فیلم تذکر خوبی به ماست.

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۲۵
مسیح

نظرات (۷)

ممنون واسه معرفی
پاسخ:
خواهش میکنم 
سلام
طاعات قبول..
در مورد تحریف حضرت امیر توسط رئییس جمهور 
این استنباط هم میشه کرد خب
حضرت امیر ۲۵ سال سکوت کردن و خانه نشین بودن چون مردم ایشون رو نمیخواستن
وقتی ایشون رو خواستن امام هم حاکم شدن

مگه حضرت زهرا سلام الله علیها نفرمودن که مثل امام مثال کعبه است که مردم میرن به سمتش نه کعبه به سمت مردم؟!

مگه در قران اون آیه معروف نیست که خدا سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیده مگه اینکه خودشون بخوان؟!
وقتی مردم امام رو نخواستن امام هم خانه نشین شدن....
پاسخ:
علیکم السلام
و همچنین
اگر اینطور بود، امام علی و حضرت زهرا تلاشی برای جمع کردن یار انجام نمیدادن. حضرت زهرا برای گرفتن حق حضرت علی خونه به خونه اصحاب نمیرفتن. اگر اینطور بود، امام حسین می نشستن توی خونه و علیه یزید قیام نمیکردن.
امام علی اگر بحث حفظ اسلام نوپا نبود و اگر به اندازه کافی یار داشتن، اجازه نمیدادن جامعه محمدی رو پر از فساد و ناعدالتی کنن.

شما نباید الفاظ و صحبت ها رو به تنهایی ببنیید، این صحبت ها با استفاده از تفسیر نادرست از تاریخ
مثل عرایض ایشون در مورد صلح حسنی شاید در بعضی نقاط برپایه نقل قول های صحیح باشه، اما اون ها فقط برشی از حقیقت هستند
ایشون در گرو صحبت از صلح حسنی در پی زدن مفهوم جهاد و ایستادگی هستند و در گرو نقل گزینشی بحث ولایت در پی کم رنگ کردن و تفرقه انداختن در بحث ولایت جامعه اسلامی هستند.
در مواجهه با ایشون و همفکرانشون باید خیلی دقیق تر و تیز تر باشید
والا پیش خودتون میگید:
این استنباط هم میشه کرد خب
اینا حرفای رائفی پوره که دارید تحویل من میدین!
بله تلاش کردن اما مردم نخواستنشون و بیست و پنج سال خار در گلو سکوت کردن...
بحث امام حسین هم فرق میکنه
امام به دعوت مردم رفتن!!
اگرنه نمیرفتن واسه جنگ!
بنده من نه روحانی رو قبول دارم و نه ارزشی برای خودش و شخصیتش و حرفاش قائلم و نه خدایی نکرده قصد طرفداری ازش رو
و کاملا مشخصه با غرض و مرض داره حرف میزنه 
دیگه حرفی بی ارزش تر و مزخرف تر از اینکه گفت از عاشورا درس مذاکره میگیریم؟!!
اینایی هم که نوشتم وابسته به حرفایی امثال رائفی پور نبوده
برداشت من از تفسیری هست که از حرفاش شده...
درسته ایشون قصد زدن نظام و مخصوصا رهبری رو داره
اما این تیکه از بخشش با اطلاعاتی که از اسلام دارم و تفسیری که از حرفش شده همخوانی نداره
مردم نظام شاهنشاهی رو نخواستن حکومت رو عوض کردن
الانم مردم نظام اسلامی رو نخوان یقین بدونین قیام میکنن تا چند وقت دیگه 
بنظرتون واقعا چرا بیشتر افرادی که دوروبرمون میبینیم اینقدر مخالفن با نظام و رهبری و ...؟!!

در ضمن کاری که حضرت زهرا انجام دادن و خونه به خونه میگشتن و ... برا آگاه سازی مردم ناآگاه بوده...
وقتی مردم بیدار نشدن....
نتیجه شد آنچه شد

و این مثال هم یعنی شماها الان برید خونه به خونه در بزنید برا آگاه سازی مردم
چون اگه دیر بشه و مردم بیدار نشن و توی نا آگاهی بمونن
میشه اونچه نباید بشه
۲۷ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۱۲ نون.میم.واو

خانم یا آقای سائل
حرف‌های شما درسته همون‌طور که بخشی از حرف‌های روحانی هم درست بود

«حکومت علی(ع) با خواست و اصرار مردم تشکیل شد و این در حالی بود که ایشان در برابر اصرار مردم به آنها فرمودند که حکومت عدل من برای شما سنگین است و باید به سراغ فرد دیگری بروید، اما در عین حال این را نیز گفتند که اگر شما مردم فرد دیگری را انتخاب کنید، من در اطاعت از او که شما مردم آن را برگزیدید، اولین نفر خواهم بود.»

نقل جملات غلط نیست 
اینکه حکومت امیرالمومینن با اصرار مردم تشکیل شد غلط نیست
و اینکه امام این حرف‌ها رو به مردم زدن هم غلط نیست
اما نتیجه‌گیری غلطه
که «مبنای ولایت و حکومت از دیدگاه علی (ع) نیز انتخاب و نظر مردم بود.»
چرا؟ چون دلیل اینکه امام ولیّ جامعه مسلمین هستند و حاکم بر اون‌ها اصلاً نظر مردم نیست
همون‌طور که نبوت پیامبر و رهبری‌شون بر جامعه به انتخاب مردم ربطی نداشت
دلیل این‌که امام بعد از قتل عثمان این حرف رو زدن شرایطی بود که جامعه بهش گرفتار شده بود
امام نمیتونن درباره ولایتی که از جانب خدا دارن و وظیفه حکومت که بر دوش‌شون هست تعارف کنن 
اما شرایط جامعه بعد از تجربه اون سه خلیفه اقتضاء می‌کرد که امام با همه مردم اتمام حجت کنن، و بهشون بگن که دارن به استقبال چه حکومتی میرن
اگر غیر از این بود، طبیعیه که امام بعد از رحلت پیامبر هم نباید اعتراض یا تلاشی برای به دست گرفتن حکومت میکردن
چون خیلی راحت می‌شد گفت مردم منو نخواستن پس من ولی و حاکم جامعه نیستم و لازم هم نیست تلاشی بکنم که باشم
حکومت امام مشروعیت داره در هرحال
چون مشروعیت رو از مردم نمی‌گیره
اگر بین مردم مقبولیت نداشته باشه نمی‌تونه این ولایت و حاکمیت رو به فعلیت برسونه
پس این حرف غلطه که بگیم
«مبنای ولایت و حکومت از دیدگاه علی (ع) نیز انتخاب و نظر مردم بود.»

حرف شما درسته که میگین 
«مردم نظام شاهنشاهی رو نخواستن حکومت رو عوض کردن
الانم مردم نظام اسلامی رو نخوان یقین بدونین قیام میکنن تا چند وقت دیگه»
ولی شما دارید به مقبولیت اشاره می‌کنید
اگه نظام شاهنشاهی مشروعیت داشت، همین الان هم که مردم حکومت عوض کردن، مشروعیت داره
اگه ولی فقیه مشروعیت نداشته باشه، همین الان هم که مردم بهش رو آوردن و مقبوله، مشروع نیست

تمام مشکل ما با روحانی و طرز فکری که ترویج می‌کنه اینه که
روحانی تلاش میکنه بگه مشروعیت هم در گرو مقبولیته
در حالی که در مبانی اعتقادی ما این‌طور نیست...چون ما فکر نمی‌کنیم اگه اکثریت مردم طرفدار چیزی باشن اون حقه و اگه نباشن اون ناحقه
و در این فکرمون این برامون مهم نیست که اکثریت مردم طرفدار تفکر ما باشن یا نه.


سلام خانم یا آقای میم نون واو
بله صحبت های شما درسته و بنده خودم انتخابات در نظام اسلامی رو از همین حیث قبول ندارم :|
از بابت همین مشروعیت عرض میکنم...

و بله این درسته که امام حاکم نبودن اما امامت رو داشتن و ساقط نشده ازشون
بله جمله نتیجه گیری اشکال داره
ممنون بابت روشنگری از سر وظیفه نه احساس!

چند جمله در تایید حرف‌های بالا

به لحاظ دیدگاه کلامی، شیعه معتقد است نصب امام بر خداوند واجب است همانطور که نبوت.
اصل حرف در این رابطه هم همین است و اختلاف در آن بسیار زیاد. مهمترین نظری که در مقابل این دیدگاه مطرح می‌شود این است که امامت به وسیله مردم تعیین می‌شود و نصب آن به عهده عقلای قوم است.

براساس آن‌چه شیعه به آن معتقد است تعیین امام لطف از جانب خداست و چون لطف است بر او واجب، اما اینکه مردمانی از پذیرش آن امتناع کنند و از تبعیت از دستوراتش سرپیچی کنند چیزی است که متوجه خود آنان است و خدشه‌ای بر مسئله وارد نمی‌کند.

خواجه نصیر الدین طوسی متکلم و فیلسوف شیعه در صفحات آغازین مقصد پنجم -در باب امامت- کتاب تجرید الاعتقاد می‌نویسد:

«الامام لطفٌ فیجب نصبَه علی الله تعالی تحصیلاً للغرض، و المفاسدُ معلومةُ الانتفاءِ، و انحصارُ اللطف فیه معلومٌ للعقلاء، و وجودُه لطفٌ و تصرفُه آخرُ، و عدمُه منّا»

خواجه بعد از طرح این مباحث و پاسخ به اشکالات، موارد متعددی را ذکر میکند که دلالت بر این دارد که علی (ع) امام بلافصل بعد از پیامبر (ص) بوده ‌اند و در بر عهده گرفتن زمام امور مسلمین نسبت به خلفای دیگر اولی.

ولی مردم آن دوران به دلایلی نپذیرفتنند ولایت ایشان را و تحقق این اتفاق با تاخیر بیست و پنج ساله همراه شد. پس منشا این محرومیت خود آنان هستند نه چیز دیگر.

مفهوم این عبارات «اگر شما مردم فرد دیگری را انتخاب کنید، من در اطاعت از او که شما مردم آن را برگزیدید، اولین نفر خواهم بود» هم چیزی جز این نیست چون تا زمانی که مردم نتوانند حق را تشخیص بدهند و از سر نیاز به امام روی نیاورند در واقع رهبری او را قبول نکردند و به اوامرش عمل نمی‌کنند و حتی اگر عمل هم بکنند تا آن‌جایی است که منافی با منافع‌شان نباشد.

 

اما آن‌چه بیش از هرچیز دیگر اهمیت دارد این است که بیان چنین الفاظی که سالیان متمادی است رد و ابطال آن‌ها اثبات شده‌است و تمام شبهات‌شان دفع شده‌اند، آن‌ هم در این ایام ملکوتی و معنوی، -در خوشبینانه‌ترین حالت ممکن- اگر مغرضانه نباشد، جاهلانه هست.

نسبت دادن این حرف‌ها به معصوم و تفسیر به رای کردن آن‌ها و از همه مهم‌تر نتیجه‌گیری نادرست که فسادش بین و روشن است دور از شان یک مقام عالی‌ رتبه حکومت اسلامی است.

اما در مورد انتخابات، اتفاقی که می‌افتد این است که فردی که انتخاب می‌شود اولا در چارچوب قوانین اسلامی باید عمل کند پس اسلامی است و منافاتی با آن ندارد و ثانیاً انتخاب مردم است از این جهت که نظام مردم‌سالاری است و مردم برای سرنوشت‌شان دارای حق انتخاب هستند. از طرف دیگر حکم نهایی توسط رهبر جامعه صادر می‌شود و در صورتی که اعمال و رفتار کسی که از طرف مردم انتخاب شده‌است دچار انحراف بشود رهبر جامعه چنین حقی را دارد که او عزل کند و کس دیگری را جایگزین او کند اگرچه با واسطه. نظیر آن‌چه که در مورد بنی صدر اتفاق افتاد.

در زمان حکومت حضرت علی (ع) هم به همین شکل بود با اندکی تفاوت. مثلا والی هر شهر توسط امام مشخص می‌شد اما در صورت نارضایتی و شورش علیه او یا هر دلیل دیگری که به منزله نارضایتی مردم بود مثلا دست‌درازی به بیت المال، قضاوت نا به جا و ... امام او را عزل و شخص دیگری را به جای او منسوب می‌کردند. +


[اصلا چرا انتخابات نباید باشد؟ پس
 کی یاد بگیریم که برای آینده جامعه‌ای که در آن زندگی  می‌کنیم باید وقت صرف کنیم و برای اصلاح آن تلاش کنیم؟ کی بفهمیم که تصمیمات‌مان تابع مصلحت باشد نه خودخواهی؟ کجا می‌شود یاد گرفت به نظر جمعی باید احترام گذاشت حتی اگر مخالف رای فردی باشد؟ کجا بهتر از انتخابات؟...]

بازخورد

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">