icon
بایگانی ارديبهشت ۱۳۹۵ :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

آخرین مطالب

۲۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است



1.برای فهمیدن تاریخ تمدن آمریکا و همچنین آمریکای اصیل

اگر حال و حوصله ی خوندن کتاب های قطور و مقالات مختلف رو ندارید

فیلم هایی هست که با زبان هنر و از روایت خود آمریکایی ها, آمریکارو برای شما روایت کنه.

یکی از اون فیلم ها خدمتکار یا the help

فیلم روایت برده داری مدرن آمریکایی ها در اون سالهاست که با نام تبعیض نژادی به یاد داریمش.

2.به غیر از دیدن فیلم و بازخوانی آمریکای اصیل فیلم میتونه یک پیام مهم دیگر رو هم برای ما داشته باشه, و اونم اینکه سبک زندگی این روزهای ما خیلی شبیه شخصیت های سفید پوست فیلمه

دل مشغولی های پر زرق برق, کارهای ویترینی, دست و پا زدن تو تجمل و زرق و برق و مهم تر از همه

توجه تمام به زندگی خودمون

انگار نه انگار که بیرون دروازه های خونه ما اتفاقاتی میفته که ما نسبت بهش مسئولیم

تبعیض نژادی همین امروز هم بین ما رواج داره و کمی بسته بندیش متفاوت است. از دسته بندی دهاتی و شهرستانی گرفته تا افغانی گرفته تا عرب گرفته تا الی ما شا الله... .

3.در کنار خوبی های روایت های ضد آمریکایی فیلم سازان آمریکایی, اما همیشه یک شیطنت هایی نیز در کار است, در عمده فیلم های آن ها سیاه پوستان قشر بی و سر صدا و آرامی هستند که حتی اگر زمانی بحث گرفتن حق هم باشد یک سفید پوست مایع تحرک آن ها میشود, و یا بزرگ ترین دغدغه شان این است که کمی احترام داشته باشند

به جای یک خدمت کار خارج از شان, با یک شإنیت خاصی خدمتکار سفید ها باشند

به هر حال این هم امضای امریکایی نویسنده و کارگردان زیر فیلم است.


منزل

اردیبهشت94






پ ن:

بعضی کارهایی که آمریکایی ها کردند در شرح وقایع جزیره آدمخوارها نیز پیدا نمیشود

پ ن:

یکی از کارهای مهم إمریکایی ها مدرنیزه کردن وحشیت بود

در واقع اونها با گذر از دورانی به دوران دیگه ارزش های پلیدشون رو فراموش نکردند بلکه همیشه در ریشه نگهش داشتند و فقط پشت به پشت مدرنش کردند.

حالا عده ای از ما میخواهند این حجم از ارزش های متعالی را بایگانی کنیم.

پ ن:

کتاب ریشه ها هم پیشنهاد خیلی خوبی برای شناخت آمریکاست

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۳۴
مسیح



چرا والاس 

با اینکه میدونه پادشاه خبیث انگلستان رو به موت

و پسرش به هیچ وجه لیاقت و میل قلبی تکیه بر جای پدر رو نداره

و قطعا به جای اون همسر پسر پادشاه که علاقه منده به اونه جای پادشاه رو میگیره

در برابر مردم و نزد جلاد با گفتن کلمه وفاداری به پادشاه خودش رو از مهلکه رها نمیکنه؟

و یک خیز بزرگ برای تصاحب قدرت بعد از پادشاه بر نمیداره تا بتونه اسکاتلند رو آزاد کنه؟

جواب فقط یک دلیله

والاس آگاهی داره که مرگ امروز یا فردا اون رو در مینورده

اما اون بهتر میدونه که روحیه  مقاومت و آزادی خواهی نمیمیره

مگر اینکه نماد آزادی خواهی

خودش دست از مقاومت بکشه و برای قدرت گرفتن هرچند کوتاه به آرامان و شعارش پشت کنه.

والاس به زنده موندن روحیه مقاومت و آزادی خواهی بین مردم و یارانش بیشتر معتقده تا به دست اوردن حکومتی که حتی برای چند لحظه به مقاومت و آزادی پشت کنه

برای همین اون

از بین کلمه بخش و آزادی

زیر تیغ تبر جلاد

کلمه آزادی رو انتخاب میکنه...

میمیره

ولی آرامانش زنده میمونه

چون اساسا آرامانها

ضد گلولن..




چند لحظه با والاس

اردیبهشت95

فیلمBraveheart






پ ن:

عمیقا توصیه میکنم بهتون که این فیلم رو این روزها ببینید

حتی اگر مثل من قبلاهم دیدید.

پ ن:

والاس تصویر سازی شده در فیلم #متعهده

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۵۰
مسیح

+الو..ببخشید..آقای فلانی..فلانیم..ببخشید پشت مرز گیر کردم میشه برید اداره گذرنامه و از جناب سرهنگ فلانی پیگیری کنید..همه رفتن من موندم..

_آخه..الان؟...چی بگم والا...چشم میرم الان...(چند ساعت بعد)

_الوو..ببخشید..حل شد؟ درست شد؟

+بله بله خیلی ممنون...الان تو راه نجفم..خیلی ممنون..

_خب خداروشکر..خداروشکر(گوشی را قطع میکند)

_السلام علیک یا اباعبدلله و علی الرواح التی....السلام علی الحسین...

_بازهم زائرتان نیستم..از دور سلام






پ ن:

جواب سلام های از راه دور را

نزدیک تر بده

ای جواب دهنده ی سلام های از راه دور

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۱۵
مسیح

این روزها تو دیالوگ بیشترم

تو روزهایی که آدما به جای حرف زدن با هم دیگه
بهم دیالوگ میگن
دیالوگا شبیه به حرفهای خودمون هستن ولی همونا نیستن
تو دیالوگ گفتن به جملات فکر میکنیم تا زیبا و فریبنده و احیانا حکمت آموز باشه اما تو حرف زدن خودمون
فارغ از این قید و بندهاییم

سعی کنیم بیشتر تو زندگی حرف بزنیم و تا دیالوگ بگیم
دیالوگا یک جوری دورویی توشه





پ ن:

البته اینجاهم هستم

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۲:۰۹
مسیح


انسان ها برای به یادآوردن حس زیارت کربلا 

انگار دچار نوعی آلزایمر هستند..

همین که پایشان به مرز کشورشان میرسد

پیش خودشان میگویند:

یعنی من واقعا اونجا بودم؟

حالا الان چند دقیقه است به این عکس زل زده ام و از خودم میپرسم:

من واقعا اونجا بودم؟



مرکز جهان

اربعین94






پ ن:

#آلزایمر_دوست_داستنی

پ ن:

انگار سلام های از راه دور را بهتر میخرند...

از راه دور سلام میدهم

جواب سلامم را نزدیک تر بده..

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۱۹
مسیح

+گفتی از کجایی؟

_وزارت حاج اقا

+کدوم وزارت؟

_امور خارجه

+خوبه..خوب جایی اومدی..خوش اومدی

_ممنونم از شما

+برای چی اومدی؟

_ما از طرف جناب وزیر ماموریم پیام تشکر ایشون رو به شما و نیروهای شما ابلاغ کنیم

+خوبه..لطف کردن..ولی چرا تو رو فرستادن..خودشون نیومدن؟

_سرشون حسابی شلوغ بود سردار..درگیر مذاکراتن..در جریانید که..

+آره هستم..ببین پسر قیافت میگه اهل دلی..به رییس رئسات بگو..یک بار بیان اینجا یک هفته مهمون ما باشن..اینجا سوار این قایقا بشیم..یک گشتی تو آبها بزنیم..یه تنی به ناواشون میزنیم..هم فال هم تماشا..

_(با چشمانی باز) شوخی میکنیید سردار..

+جدی گفتم پسر..

_آخه چرا سردار؟؟

+من و رییس و رئسات مال یه نسلیم..اونا شدن کت شلوار پوش ما لباس سبز کردیم تنمون..اینارو نمیشه از رو کت شلوارای شیک و کرواتای راه راهشون شناخت..وقتی همین خوشتیپا پشت آهن قراضه هاشون بشینن دیدنی میشن..اون چیزی که اونا پشت میز باهاش طرف چیزیه که ما هر روز میبینیم..میخوام یه بارم که شده اونا این قیافه رو از نزدیک ببینن..

_چشم سردار...انتقال میدم

+(کمی مکث میکند) نههه..انتقال کافی نیست..بچه قایقا رو آتیش کنید یه جلیقه هم بدید به این برادرمون..بهتره کتت رو دربیاری حیفه خیس بشه..

_ممممننون سرردارر..ان شا الله بااشه برای یه وقت دیگه...

+نه وقتش الانه..میخوام بهت نشون بدم با دیدن یک قایق ناواشون چطور میشه..توهم خوب ببین انتقال بده

_ (سکوت به همراه سفید شدن صورت..یقه پیراهن را باز میکند)

+ترسیدی؟؟ نتررس..میبرمت که ترست بریزه فردا رفتی پشت میز محکم تر باشی


میزنیم به دریا بچه هاا امروز مهمون ویژه داریم.. میریم تور ناوگردی..







پ ن:

تقدیم به روح #فرمانده و دلاورانی چون او..

پ ن:

باید ترس مردان سیاست بریزد..

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۲۸
مسیح
چند سال است با نگاه به آن چیزی که در خیابان ها حقیقی و جوامع مجازی دیده ام
مدام از خودم میپرسم
آدم ها چطور با این حجم تناقضاتشان کنار می آیند
دوست داشتم ذهن
دکمه ای داشت به نام خاموش کردن تجزیه و تحلیل
تا وقتی که توی خیابان ها و فضای مجازی حرکت میکنم خاموشش کنم
با این وضع زندگی کردن خیلی سخت میشود







پ ن:
قدیم تر ها که حال و حوصله ام بیشتر بود و جوان تر بودم، سعی میکردم برایش مصادقی بنویسم و کلی هم فحش و انگ دگماتیک و تحجر را به جان بخرم
اما الان حس میکنم مطرح کردنش دیگر فایده ای ندارد، چون شده رویه دست بالایی از جمعیت
توی آرشیو اینجا چیزهایی از آن دوره پیدا میشود
و سری قبل پست های آنجاهم چیزهایی بود منتها اینقدر کامنت هایش اعصاب خورد کن میشد که بعد مدتی پاکش میکردم
پ ن:
نویسنده متن خود نیز تناقض زیاد دارد اما حفظ ظاهر میکند آبروی جبهه نرود.
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۲۶
مسیح

+ممکنه گاهی یکم دیر بیام..

_مثلا چقدر؟

+معلوم نیست گاهی ممکنه یک ماه..البته قبلش بهتون میگم..

_خب..مشکلی نیست..به هرحال میشه تحمل کرد..

+البته..

_البته؟

+امکانش هست گاهی خیلی دیر برگردم.. یعنی شما میاید..

_کجا؟

+نمیدونم...هرکجا بیارنم...مثلا معراج..




پ ن:

سلامتی سبزی که نصیب ما نشد

سلامتی بهترین سبز دنیا

پ ن:

قبلا هم گفتم..رفیقی داریم که میگه به ما نگو پاسدار..میخوای بگی کاملش رو بگو..پاسدار ارزش های انقلاب اسلامی..والا همه پاسدارن..پاسدار خودشون..شکمشون..جیبشون..جونشون...

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۰۵
مسیح

_داستان زندگی تو چیه؟

+داستان زندگی من غم انگیز..داستان زندگی تو چیه؟

_داستان زندگی من؟..خب..داستان زندگی من فانتزیه..گاهی هم علمی تخیلی..کلا شنیدنی نیست.. :)

+هرچی که باشه بهتر از پایان بازه..






پ ن:

داستان زندگی شما چیه؟

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۰۴
مسیح

مردم

مردی

شهید شد..


باختم

باختی

برد..


رفتم

رفتی

ماند..







پ ن:

این دستور زبان ماست..

۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۲:۴۷
مسیح