icon
بایگانی تیر ۱۳۹۶ :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

آخرین مطالب

۱۲ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

از ابتدایی که شروع کردم گاهی ورق های سفید رو سیاه کنم (اصراف کنم) تا به الان توی نوشتن بیش از انگشتای دست سبک عوض کردم

و جالب اینکه بعد از رد کردن اون سبک، آرشیوش میکنم و سخت بهش برمیگردم

و با توجه به محدود بودن سبک های نوشتن و ورق سیاه کردن

این یعنی من در آینده نمی نویسم

خودم هم باورم نمیشه

ولی گویا شدنیه








پ ن:

یک زمانی اینجا مطالب ابنقدر طولانی بودن که مخاطبا میگفتند براش ادامه مطلب بزار

الان شکر خدا قضیه داره به سمت توییت پیش میره

پ ن:

تجارب خوبی بودن

هر کدوم

تو هر مقطع، کلی خاطره و حس خوب داشتند

و جالب اینجا که در کلیت محیط، هر کس به یکی از اون سبک ها من رو میشناسه

پ ن:

نویسنده واقعی هیج وقت از این شاخه به اون شاخه نمیپره و مدام خالی نمیشه

سطر های بالا احوالات ما آدم های سیاه کننده ی ورق

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۲:۲۵
مسیح


#پیشنهاد_ویژه

مستند (به نام قانون) به کارگردانی مهدی نقویان

کاری در مورد کم و کیف و چگونگی تشکیل شورای نگهبان و تجارب و شبهاتی که از سر گذرونده.

با ساختار کیفی جذاب و ریتم تند

و البته زیرکی و هنرمندی کارگردان در چگونگی خرج کردن آرشیو در مستند.

کارهای مهدی نقویان هرکدوم در یک گسل اطلاعاتی خوب در انقلاب میشینه و سعی در پر کردن اون ها داره، بنابراین حتما باید دیده بشه.

گویا هر شب ساعت بیست و پانزده دقیقه از شبکه مستند پخش میشه.

اما برای کسایی امکان دیدنش رو ندارند

لازمه به سایت فیلیمو مراجعه کنند و از اونجا با خیال راحت تماشا کنند.



پ ن:

هر کجا بویی از هشتاد و هشت و فتنه میرسه، اسم مهدی نقویان هم میرسه :)

خداقوتش بده.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۶ ، ۲۰:۱۰
مسیح



به شدت برای بیان تاریخ شفاهی و آرمان ها و اهدافمون در حوزه سینما بلاخص انیمشین
نیازمند یک میازاکی هستیم
کسی که دنیای انیمیشن رو به داستان های عمیق و درام های پر کشش پیوند میزنه و همه اون ها رو در پوسته ی یک تخیل مهار نشده و با دکوپاژ های لطیف و توجه به جزییات برای مخاطب به نمایش در میاره
برای شناخت میازاکی و اثارش و مکتب او باید آثارش رو ببینید و مطمئنم پشیمون نخواهید شد

(باد برمیخیزد) یکی دیگه از کارهای خوب میازاکی که توش به بهانه یک داستان عاشقانه سعی میکنه به برخی از صفحات تاریخ ژاپن رجوع کنه و راوی تلاش ها و اشتباهات و ... اون تاریخ باشه.
باد برمیخیزد یک داستان لطیف و دوست داشتنی دو ساعت است که فکر نمیکنم از طولانی بودنش خسته بشید.

باقی اثار میازاکی رو هم ببنیید، شاید همین جا مجالی دست داد تا معرفی بشن، آثاری بسیار خوبی مثل: شهر اشباح، قلعه متحرک و ...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ تیر ۹۶ ، ۲۲:۲۵
مسیح

اگر هیچ کس رو تو دنیا نداشتم

برای زندگی

جهان وطن میشدم

با اولین پرواز ها

اولین قطار ها

به اولین نقطه روی نقشه

اما حالا

فعلا در عقاید جهان وطنم

و موقتی کوچ میکنم...




پ ن:

در حکومت تو

این رویا برآورده می شود...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۶ ، ۰۲:۴۲
مسیح

#فرزندان_انقلابی_ام

ای کسانی که لحظه ای حاضر نیستید که از #غرور_مقدستان دست بردارید

#شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما میگذرد.


می دانم که به #شما سخت می گذرد، ولی مگر به #پدر پیر شما #سخت نمی گذرد؟

می دانم که #شهادت شیرین تر از عسل در پیش شماست، مگر برای این خادمتان اینگونه نیست؟

ولی #تحمل کنید که خدا با #صابران است.


#بغض و #کینه_انقلابی تان را در سینه ها نگه دارید، با غضب و خشم #بر_دشمنانتان_بنگرید و بدانید که #پیروزی از آن شماست...




پ ن:

بخشهایی از پیام امام در پی قبول قطعنامه

پ ن:

حتما کاملش رو بخونید

و اگر خوندید دوباره مرور کنید

هر سال مرور کنید...

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۶ ، ۱۴:۱۷
مسیح

(پسرک در حال نوشتن املایی که خودش برای خودش میخواند)

مادر: سخت نگو بیست شی...


فیلم حوض نقاشی


پ ن:

از اون فیلم های خوش دیالوگ

پ ن:

دیدنش خالی از لطف نیست 

به خاطر خلق موقعیت های خوب و احساسات پاک 

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۹۶ ، ۰۱:۳۱
مسیح



(تنها بر روی نیمکت وسط کادر نشسته در حالی که صدای زمینه آرامی به گوش میرسد از همهمه و شلوغی آدم ها و رفت و آمد ها، نیمکتی که او روی آن نشسته خالیست و فقط اوست که وسط آن نشسته)

+همیشه به فضا سازیات حسودیم میشد

_منم به صدات :) چطوری حاج امیر

+قشنگی صدام از خستگیه از هر چیزی کار بکشی خوشگل میشه، تو از صدات کارنکشیدی عوضش از مغزت چرا

_شلوغش میکنید همیشه، کدوم مغز، بیا بشین حاج امیر، رو نیمکت جا هست، صحن رو برات در بست گرفتم

(حاج امیر آرام کنار روح الله مینشیند در حالی که اطراف را نگاه میکند)

+هیچ وقت نفهمیدم تو فضا سازیهات چرا هیچ وقت مکان خلوت نیست، بقیه بچه ها همه چیز رو خلوت میسازن

_سلیقس، البته حرفایی هم داره این آدما به یادم میارن بعضی چیزا رو، که اهداف ما شخصی نیست، که همه چیز ما نیستیم و خیلی چیزهای دیگه

+برای من بین الحرمین :) خلوت و آروم البته بین الحرمین اختصاصی، دیوارای حرم ها رو برداشتم، وسط بین الحرمین که بشینی ضریح ها رو میبینی، بچه ها بعضا میان توش هیات میگیرن :)

_نوکر امام حسین بایدم (اتاق یادش) اینطوری باشه، منم اول اتاقم تو همون حال و فضا بود ولی عوضش کردم

+چقدر دوست داشتم طرح تو از کربلا رو ببینم..حیف... چرا عوض کردی؟

_یاد گرفتم هیچ چیز رو تنها نبینم، برای من همیشه همه چیز موازی، ولی بعضی چیزها ضریب داره، روز اولی که اومدم تو سازمان یه هدف داشتم، همیشه برای اون هدف جنگیدم

+ذهنی مثل تو اینکه یه هدف داشته باشه عجیبه :)

_میدونی حاج امیر، دنیا مثل میز غذای سلف سرویسه، فقط آدمایی میتونن از همه غذاها بخورن که یا معده بی نهایتی دارن یا اشتهای مثال زدنی، بقیه اسیر رنگ ها میشن و آخرش یا گرسنه میمونن یا حسرت زده..

+تو چی؟

_من فقط یه غذا رو انتخاب میکنم، میز رو جوری میبینم که انگار فقط همون سر میزه، اینطوری خیلی بهتره..

+هدفت چیه روح الله؟

_اینکه به اون بالایی برسم

(روح الله سرش را بالا میگیرد به سمت آسمان و حاج امیر هم کمی با ترس آرام سرش را بالا میگیرد، یک فضای موازی دیگر درست به همین قرینه روی فضای پایینی سوار میشود، صحن لبریز از آدم هاست به نحوی که روی هم دیگر مثل موج های دریا شده اند، شور و نشاط همه جا را گرفته و در میان آن همه جمعیت فقط اندازه یک خط به عرض دو سه نفر آدم خالی است، که در آن مردی عبا به دوش و نورانی جلو میرود در حالی که مردم بر سر او گلبرگ های گل و گلاب میریزند و دود اسفند لابلای گلبرگ ها در هوا میرقصد، پشت سر او شخصیت ها دیگری هستند و پشت آن ها سربازانی با لباس رزم، صحن لبریز از ذکر و شعار است حاج امیر همانطور که سرش رو به بالاست اشکهایش از کنار گونه ها جاری میشود و روح الله نیز با لبخندی اشک میریزد)

+تو اون بالایی، تو کجایی روح الله؟

_دعاکن تو صف باشم حاج امیر

+ایشالا..لعنت به ذهنت روح الله لعنت به ذهنت، کاش منم باشم

_لعنت به صدات حاج امیر یه بار دیگه بگو ایشالا






پ ن:

تخیلات ذهن بیمار 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۶ ، ۰۲:۳۷
مسیح

توی طول زندگیم

گاهی برای بعضی افراد و بعضی اتفاقات و جریانات و ...

پیش بینی کردم

از روی شواهد و کد ها و علائم

و همیشه از درست بودن پیش بینی هام ترسیدم

و میخواستم که حتی اگر به قیمت رد ادعای منم که باشه پیش بینی درست از آب در نیاد

ولی

متاسفانه عموما پیش بینی ها درست از اب در میومد

در مورد افراد، حرکت ها و جریانات

گاهی اینقدر درست که میگم

عه من این نوع برخورد رو قبلا جایی دیدم

وبعدا میفهم طرف قبلا سوژه پیش بینی من بوده


این روزها یکی از اون سوژه پیش بینی ها رو تقریبا هر روز میبینم

دقیقا مثل سناریو پیش میره






پ ن:

خدایا کمک کن داستان زندگی خودم بر اساس پیش بینی هام جلو نره

کمک کن خرابش کنیم...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۶ ، ۲۱:۰۹
مسیح

این قسمت زندگی رو دوست دارم

یک دفعه به خودت میای و میبینی نزدیک چیزی که میخواستی هستی

و این قسمت زندگی رو هم دوست ندارم

باز تو همون موقعیت به خودت میای و میبینی تا رسیدن بهش هنوز خیلی راه داری


این دور و نزدیک زندگی

گاهی نفس آدم رو میبره






پ ن:

از من به من نزدیک تر تو

از تو به تو نزدیک تر من

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ تیر ۹۶ ، ۰۰:۳۵
مسیح


یک:

حاج قاسم سلیمانی پشت بلندگو حاضر میشود برای سالگرد یک شهید آن هم در شرایط بعد از آزادی موصل و عقب نشینی های داعش در سوریه و عراق

دائم از نقش عراق و سوریه میگوید

از نقش مرجعیت عراق (آقای سیستانی) در پیشبرد مقاومت

میگوید ملت عراق و سوریه به گردن دنیا بابت کندن ریشه تکفیری ها حق دارند

دائم از لفظ ملت غیور و مقاوم سوریه و عراق استفاده میکند

و بارها تاکید میکند پیروزی ها ثمره مقاومت و تحمل مردم و رشادت دلاور مردان آن هاست.

دو:

در صدا و سیما و شبکه های مجازی خودمان و تیربون ها و صحبت های خودمانی مستقیم و غیر مستقیم به دفعات میگوییم

اگر حاج قاسم نبود، آن ها هم نبودند.


نتیجه:

#حاج_قاسم به عنوان یک فرمانده کار کشته و یک مدیر کارآمد

با توجه به شناخت عمیق از منطقه، فهم استراتژیک بالا و همینطور نگاه چند وجهی خود مدام تلاش دارد حضور و کمک جمهوری اسلامی ایران را در عراق و سوریه صرفا دوشادوش مردم و نیروهای مقاومت آن کشور ها تعریف کند و با تاکید بر توان داخلی آن ها به توانمندی آن ها برسد.

اما ما با بعضی تاکیدات بیجا، بعضا حتی درست و بعضا از سر جهالت و بعضا از سر دوستی و بعضا از سر شیطنت

تصویری به همسایگان و حلقه مقاومت و بیرون القا می کنیم که گویی ما در آن به دنبال تسلطیم و در پس حضور به دنبال انگیزه های ناسیونالیستی می گردیم.


نکته:

چند سال پیش

همزمان با پیشرفت های جبهه عراق، موج رسانه ای با تاکید فراوان حول محور #حاج_قاسم راه افتاد و در آن مخصوصا در داخل و مخصوصا بعضی دلسوختگان انقلاب در موضع اشتباه مدح #حاج_قاسم نشستند و دشمنان انقلاب به آن ضریب دادند و در عراق این تصور پیش آمد که ایران و سلیمانی به دنبال کسب اقتدار و نام و شهرت و تسلط در عراق حضور پیدا کرده اند.


نکته دو:

هر پیام و توییت و پست و حرف و ... ما پیام دارد

مراقب پیام ها باشید.


پ ن:

زنده باد ملت غیور و مقاوم و سلحشور عراق و آرزوی پیروزی کامل در این دفاع مقدس برای آن ها.

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۶ ، ۲۳:۴۶
مسیح