icon
دل :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دل» ثبت شده است

از بعد اولین سفرم

حالا برنامه هرساله ام همین شده

از اواسط بهمن شروع میکند به داد زدن که

پس چرا نمیری؟

دیر شد!

به اوایلش نمی رسیما!

الان بچه ها اونجان ما اینجا!

اصن نفس تنگی گرفتم اینجا!

و ..


یک لحظه هم ارام نمیگیرد در جای خودش

کنترلش از یک بچه ی بیش فعال هم سخت تر میشود

در یک اتاق چند سانتیمتر در چند سانتیمتر شروع میکند و به قدم و زدن و داد زدن

اصلا با این کارهایش نفست را میگیرد


دلم را میگویم

بد بختی ها و گرفتاریهای خودم کم است

دلتنگی ها و درد دوری کم طاقتم را بریده 

این نیم وجبی هم مارا پاک فلج کرده


پارسال که امانمان را برید و اینقدر گفت، فقط سری اخر رفتن تا پانزده فروردین دل نمیکند

غیر از این قبلش دو سری دیگر هم رفت


گاهی به خودم میگویم 

باید یکجایی مقابلش بایستم

حس میکنم روی این موضوع کمی بیش از حد لوس بارش آورده ام

اما نمی شود

فعلا انگار دوره دوره دل سالاریست

مگر میشود به او گفت بالای چشمت ابرو

ولی خب

خوشحالم که عاقبت به خیر شده

دل های این دوره زمانه باهوش تر از قدیم شده اند

خودشان انگار صلاح حودشان را بهتر میفهمند






پ ن:

الان دارد داد میزند که :ساکت رو جمع کن بریم

به او میگویم نمیشود،بعضی از استاد ها درکت نمیکنند, لج می افتند همین اول ترمی چپت میکنند

اما اصلا به گوشش نمی رود

پ ن ۱:

کربلا جا ماندم

اما سر این قضیه اصلا شوخی ندارم


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۳ ، ۰۴:۰۳
مسیح



محتاجم

دست و بالم تنگ است

پول لازمم

مدت هاست برگه فروشی را روی دلم زدم

قیمت بالاست

کسی خریدار نیست

هر کس می آید نگاهی به قیمت و وضع دل می اندازد میبیند قیمت با کیفیت نمی خواند , می رود.

می گوید نمی ارزد.


اصلا می دانی؟

خریدار نیستند!


این ماه شعبانی

حالا که زمزمه های آمدنت بالا گرفته

بیا و بخر

که این روزها سخت پول لازمم


بهشت زهرا

خرداد ۹۲


پ ن: تورم بالاست

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۱۳
مسیح



دل که تنگ بود

یا گرفته بود

یا اگر بیش از حد بی قراری کرد

بیگرش

بسته بندیش کن

با احتیاط داخل جعبه بگذار

رویش بنویس (شکستنی)

چنتا تمبر گران رویش بچسبان

بعد تحویل پست بده

.

بگذار دلت ترانزیت شود به یک نقطه دوست داشتنی!

شاید آنجا گره از کارش باز شود

یا کسی باشد که برایش محرمی باشد

خدا را چه دیدی

شاید رفت کربلا

شاید رفت مکه

شاید رفت بقیع

شاید رفت شام

شاید رفت مشهد

شاید شلمچه

شاید فکه

شاید...

اصلا بگذار برود هرجا که دل هوایش همانجوری بود.

بگذار برود کمی هوا بخورد!



اسفند 92

قاب پنجره قطار به مقصد دو کوهه



پ ن:

دلم عجیب هوای جنوب کرده! ولی انگار میل یار به ما نمی کشد!

پ ن 2:

خود کشی را دوست دارم، مخصوصا در هوای این روزهای تهران. هوایش خودکشی میطلبد.



۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۱ خرداد ۹۳ ، ۰۰:۲۰
مسیح