icon
راهیان :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «راهیان» ثبت شده است

صاحب این نوشته ها
به دلیل تغییر آنی آب هوای دلش
قادر به بیان و توصیف سرزمین عجایب نیست
لطفا کمی صبر کنید
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۰۳
مسیح

از بعد اولین سفرم

حالا برنامه هرساله ام همین شده

از اواسط بهمن شروع میکند به داد زدن که

پس چرا نمیری؟

دیر شد!

به اوایلش نمی رسیما!

الان بچه ها اونجان ما اینجا!

اصن نفس تنگی گرفتم اینجا!

و ..


یک لحظه هم ارام نمیگیرد در جای خودش

کنترلش از یک بچه ی بیش فعال هم سخت تر میشود

در یک اتاق چند سانتیمتر در چند سانتیمتر شروع میکند و به قدم و زدن و داد زدن

اصلا با این کارهایش نفست را میگیرد


دلم را میگویم

بد بختی ها و گرفتاریهای خودم کم است

دلتنگی ها و درد دوری کم طاقتم را بریده 

این نیم وجبی هم مارا پاک فلج کرده


پارسال که امانمان را برید و اینقدر گفت، فقط سری اخر رفتن تا پانزده فروردین دل نمیکند

غیر از این قبلش دو سری دیگر هم رفت


گاهی به خودم میگویم 

باید یکجایی مقابلش بایستم

حس میکنم روی این موضوع کمی بیش از حد لوس بارش آورده ام

اما نمی شود

فعلا انگار دوره دوره دل سالاریست

مگر میشود به او گفت بالای چشمت ابرو

ولی خب

خوشحالم که عاقبت به خیر شده

دل های این دوره زمانه باهوش تر از قدیم شده اند

خودشان انگار صلاح حودشان را بهتر میفهمند






پ ن:

الان دارد داد میزند که :ساکت رو جمع کن بریم

به او میگویم نمیشود،بعضی از استاد ها درکت نمیکنند, لج می افتند همین اول ترمی چپت میکنند

اما اصلا به گوشش نمی رود

پ ن ۱:

کربلا جا ماندم

اما سر این قضیه اصلا شوخی ندارم


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ بهمن ۹۳ ، ۰۴:۰۳
مسیح