icon
یمن :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «یمن» ثبت شده است

دوباره یه هفتست که ماراتن شروع شده

دو ترابایت فیلم از یمن دوترابایتی که حالا ازش چند گیگ ناقابل فیلم قابل استفاده در اومده!

یک دنیا داستان و خط داستانی جور واجور

دوباره محدودیت ها طاقت فرسای محترم

دوباره وسواس در انتخاب فیلم

و دوباره مصائب یک تولید

بعد عزالدین

حالا پروژه یمن دومین کار توی حوزه مقاومت و بیداری اسلامیه






پ ن:

امیدواریم داستان یمن تو ماه رمضان به سرانجام برسه و به تماشای مخاطبان تلوزیون برسه، البته با امید به نرمش قهرمانانه مسولین سیما

پ ن:

اگر تقاضایی بود عزالدین رو آپلود میکنم در بیان برای تماشا، چون هنوز توی کنداکتور پخش افق قرار نگرفته

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۴۷
مسیح

در هوای داغ تابستان بین مرداد و شهریور که آفتاب عمود میزند

با ماشین به بیرون میروی و بعد زیر سایه جای پارک پیدا نمیکنی و مجبور میشوی زیر آفتاب پارک کنی

بعد از انجام دادن کاری برمیگردی توی ماشین

درب را باز میکنی مینشینی روی صندلی و درب را میبندی

ماشین مثل یک کوره آجر پزی داغ شده و از در و دیوار آتش میبارد

روی صندلی نمیتوانی بنشینی از بس داغ شده

به فرمان و روی داشبرد هم نمی توانی دستی بزنی انگار آب شده

هوا دم شدیدی پیدا کرده و هر نفسی که تو میدهی آتش فرو میبری

دست آخر دوام نمی آوری و از ماشین بیرون میزنی و درب را باز میگذاری تا هوای داخل کمی لطیف شود

حالا

فرض کن ناگهان زیر چتری از مذاب داغ قرار بگیری

که حرارتش سه هزار درجه سانتیگراد است

نه پنجره ای برای باز کردن است

نه دری برای فرار

فقط باید بسوزی

تا عمق استخوان هایت


این داستان این روزهای یمن

و دیروز غزه 

و پریروز لبنان است

#یمن

#انا_یمانی

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۳:۰۴
مسیح

زنی کودکش را محکم در بقل خود گرفته و در داخل یک ساختمان نیمه خراب پناه گرفته

(صدای رد شدن جنگده ها و سایه ای که روی زمین میاندازند)

دختر:

مامان پس کی تموم میشه؟

مادر: (دخترک را سفت در آغوش میگیرد و دستش را بر روی بینی به علامت سکوت میگذارد)

چیزی نگو دخترم چیزی نگو, تموم میشه ان شا الله تموم میشه... دخترک سرش را توی آغوش مادرش میبرد و با صدایی بم میگوید:

دیروز هم همین رو گفتی مامان!پس کی دست از سرمون برمیدارند!


قطره های اشک در چشم مادر جمع شده اند و هر از چند گاهی یک قطره روی سر دخترک می افتد

مادر:

کشورمون صاحب داره دختر خوشگلم, همیشه اوضاع اینجور نمیمونه.


دخترک سرش را از دامن مادر بلند میکند و بیرون را نگاه میکند:

مامان خیلی گشنمه,دیشبم چیزی نبود بخوریم


مادر نگاه به چشمان بی رمق دخترش می اندازد دستش را دو طرف صورت دختر میگذارد و میگوید:

الهی قربونت برم,بزار کار این نمک به حروما تموم بشه بریم بیرون, یه چیزی برای خوردن گیر میاریم!

دخترک سرش را دوباره روی پای مادر میگذارد و میگوید:

ولی اخه من خیلی گشنمه!

مادر با بغض دستش را روی سر دخترک میکشد و در حالی که با چشم هایش اسمان را دنبال میکند و میگوید:

میدونم قربونت برم میدونم

صبر کن دخترم


دخترک از شدت ضعف به خواب آرامی فرو میرود

چند دقیقه بعد یک هواپیما با فاصله کمی از ساختمانها رد میشود و دخترک با جیغ بلندی از خواب میپرد....





پ ن:

در انتشار آن چیزی که در یمن اتفاق می افتد کوشا باشید

پ ن:

یک تصویر سازی

پ ن:

صبر میکنیم ولی دلمان خون است

پ ن:

#یمن #انا_یمانی

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۱:۳۰
مسیح

وا گویه های یک عدد انسان پررو:


حس همان بچه ای را پیدا کردم که اگر اشتباه نکنم در یکی از قسمت های روایت فتح به زور و با کلام و وعده و وعید میخواهند از اتوبوس اعزام پایینش ببرند

او هم هی داد میزند که آقا بگذارید بروم

آن ها هم میگویند آقا هنوز مانده

تا بزرگ بشوی و سبیل دربیاوری و آرام آرام آموزش ببینی و ...

او هم داد بزند:

بابا تا آن موقع که جنگ تمام میشود

تورو خدا بگذارید من هم بروم!!






پ ن:

چال و چوله های راه پر شود

مسیر هموار میشود

اگر پر نشود

همه مسیر میشود دست انداز و تکان و ضربه

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۸ فروردين ۹۴ ، ۲۳:۴۸
مسیح

به بعضی ها باید گفت:

کمی لبخند بزنید آقا! لطفا!

بعد طرف بگوید:

برای چی؟؟

بعد شما در کمال خونسردی بگویید:

در سیر تحوالات آخر زمان که

سید حسن خط نشان میکشد

مصر و لیبی و تونس ملتهب است

سوریه را فتنه سراسری گرفته

عراق دارد گذر جنگ تحمیلیش را رد میگند

لبنان تا بیخ گوش اسراییل رسیده

الحوثی ها یمن را به دست گرفته اند

عربستان دارد از هم میپاچد

اسراییل از هر روز مهجور تر شده

آمریکا در بحران های اجتماعی سیاسی اقتصادی دست و پا میزند

فرانسه و اروپا یکپارچه توهین و تهدید نسبت به اسلام شده


شما در کمال آرامش و لبخند 

به نمایندگی از ام القرای جهان اسلام

پشت میز مذاکره با شقی ترینهای زمان

نقشی ماندگار دارید ایفا میکنید

نقشی که آیندگان اهل مطالعه پژوهش ،قطعا خواهنند فهمید

پس لبخند بزنید تا در عکس خوب بیفتید آقا

این عکس تابلوی آخر الزمان است

شما این امتیاز را دارید

که در تابلوی شبیه خوانی آینده ها

شمر خوان باشید

پس لبخند بزنید آقا

لبخند!

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۳ ، ۰۱:۱۱
مسیح