icon
پلان :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پلان» ثبت شده است

مرد ها لذت به دنیا آمدن فرزند را هیچ وقت آن گونه که یک مادر درک میکند
نمی فهمند
چون برای بدست آوردنش متحمل درد و سختی نشدند
لذا
علاقه مردان مانند زنان به فرزندشان شاید از همان بدو ورود کودک خیلی هاهم زیاد نباشد
اما مادر نه
نه تنها از بدو تولد
از قبلترش عاشق فرزندش شده

غرض از این همه مقدمه بافی
این روزها یک حسی شبیه به مادر شدن دارم
حسی که در پس تولد یک فرزند که در تمام لحظات قبل از به دنیا آمدنش همراهش بودی و غصه اش را خوردی و همیشه بااو صحبت میکردی
اینقدر با وسواس تربیتش کردی
نگذاشتی هرکسی همنشینش بشود
هرجایی برود
هرچیزی را بگوید
هر چیزی را ببیند
و حالا که پا گرفته و روبرویت راه میرود
حس میکنی دنیا به تو لبخند میزند

حالا مانده سر و سامان گرفتنش!
آن هم با این وضع اقتصادی و بازار
توکل بر خدا







پ ن:
فرزندی از جنس کلمه و نما و پلان و سکانس
پ ن:
قلم دست کس دیگری بود
ما تنها نگه اش میداشتیم
۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۰۸
مسیح
چند روز است که قرار میگذاریم در مکان های مختلف که کار را تمام کنیم
مکان ها را نگاه کنید:
بهشت زهرا روی چمن
بهشت زهرا روی نیمکت
کافه کراسه آن میز وسط
یک بار نخلستان! تاکید میکنم یکبار نخلستان آن هم از سر بی جایی! آن میز آخر سالن زیر تلوزیونی که پشت هم فقط افق پخش میکند و دیگر آدم را خفه میکند
کمی توی مترو
مقداری داخل سلف دانشگاه در بین جیغ داد یک مشت دختر و زن سن و سال دار
حالا هم فردا وسط عیدی قرار گذاشتیم پشت دانشگاه در یک پارکی که با عرض معذرت باید عرض کنم به نوعی مکان دانشجو های دانشکده معماری ماست

هر تکه و هر شخصیت و هر لوکیشن را یک جا بستیم
شخصیت پردازی مادر را درست چند قدم پایین تر از مزار دایی انجام دادیم و پدر هم قرار بود همان جا متولد شود که نشد
شخصیت آن دو جوان توی کار را هم کراسه بستیم
حالا نزدیک به دو پلان داریم و چندین نما
فردا میرویم لوکیشن داخلی خانه و اصل مطلب را ببندیم

من هم کلا آدم وسواسی هستم و باید همه چیز را یک بار در ذهنم تدوین کنم، داستان نباید سکته داشته باشد، شاخ و برگ اضافی هم باید حذف شود
شخصیت ها هم به حقیقت نزدیک باشند، نه سفید سفید و نه چرک و سیاه
سخت است اما ممکن است
دوستم میگوید:
بابا یک کار کوتاهه! این وسواس مال کار سینماییه
اما به عقیده من یا نباید کاری کرد یا باید تمام کرد
۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ فروردين ۹۴ ، ۲۲:۵۲
مسیح