icon
بایگانی خرداد ۱۳۹۶ :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

آخرین مطالب

۱۳ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است



سال ۲۰۰۶
در خلال جنگ ۳۳ روز اسرائیل علیه حزب الله لبنان
وقتی اسراییلی ها سودای نابودی مقاومت را در سر می پروراندند و از زمین و آسمان حزب الله را بمباران میکردند و آن ها را محاصره کرده بودند
سید حسن نصرالله استراتژی جنگی حزب الله در برابر اسراییل را رونمایی میکند:
مفاجئات : غافلگیری
و بعد در خلال سخرانیی دیگر که در حال پخش شدن در شبکه المنار لبنان است سید حسن نصر الله بعد از چند جمله حماسی از اولین غافل گیری خود در برابر اسراییل رونمایی میکند
در حالی که موقعیت مکانیی را اعلام میکند و بعد تصویر ناوچه اسراییلی ساعر
و بعد انفجار آن در مقابل چشم همگان.
و بعد نصرالله اعلام میکند دیگر هیچ نقطه ای وجود ندارد که حزب الله به آن دسترسی نداشته باشد.
این اتفاق مخاطبان عادی و طرفدار حزب الله را نیز غافلگیر میکند
چه برسد به آن سوی مرزهای مقاومت و اسراییلی ها و دشمنان مقاومت.

مدل بالا یک همنشینی تمام عیار از چند بازوی نقش آفرینی تاکتیکی در میدان جنگ است.
دست دادن جنگ میدانی با جنگ روانی و تبلیغاتی
دست دادن صحیح رسانه و قاب و دوربین و دکوپاژ
با فن بیان و موشک لانچ شده و انفجار ناوچه مذکور
یک فیلم کوتاه زنده و مهیج با سناریویی بی نقص.
یک اقدام تبلیغاتی با تاثیر گذاری عالی و مهار ناشدنی.
تصور کنید
نصرالله اراده میکند
و چند ثانیه بعد موشک بر پیکر ناوچه مذکور مینشیند.
یک جورهایی مثل اجی مجی کردن که به لطف رسانه میسر شده.

قضیه را تا همینجا کات کنید🎬

روزی که از قضیه پاسخ غیورمندان سپاهی به ترقه بازی داعشی ها مطلع شدم
از راه یک پیام چند خطی تلگرامی بود
بعد یک سکوت خبری
باز چند پیام تلگرامی دیگر
بعد یک سکوت خبری دیگر
بعد کلیپ های مردمی پرتاب موشک در کانال های تلگرامی
بعد ادامه خبر در همان کانال ها
و بعد
یعنی بعد از طی کردن تمام این راه
زیر نویس و خبر
و بعدتر ها
تصاویر و گزارش
و بعدتر هایش
تولیدات ویژه و مربوط به این پاسخ

یک جای کار آنقدر میلنگد
که معلوم نیست تقصیر و کم کاری را باید گردن صدا و سیمای عزیز انداخت که گویا تا در برخی مسائل در حال تجربه آموزی است
یا گردن غیورمندان نیروهای مسلح که هنوز خیلی با پدیده ای به نام رسانه انس نگرفته اند و آن را بازویی قدرتمند فرض نکرده اند.
مشکل از هرجایی که باشد
دارد بد فرصت سوزی میکند
فرصت هایی که بعضا
چند سال بعد شاید دوباره تجربه شوند.

رسانه را کمی جدی بگیرید
فقط کمی
خواهش میکنم...


۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۱۱
مسیح



+حاج حسن، شنیدی اون پایین میگن دنیای جدید، دنیای موشک ها نیست؟
_جدی نگیر، دل بده به صحنه، ببین چطور داره هوا رو میشکافه میره جلو. دنیا رو من و تو میسازیم اونا فقط زیر کاغذا رو امضا میکنن..



پ ن:

ناز شست سپاه

ناز شست موشک

موشک، این مقتدر مظلوم

۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۹۶ ، ۰۵:۲۵
مسیح



یکی از دوستان گفته بودند که از فیلم های خوب ایرانی معرفی کنم

والا من خیلی معیار خوبی برای شناسایی فیلم خوب و بد نیستم و اساسا حافظه ی خیلی بدی دارم برای آرشیو کردن فیلم ها

ولی امشب که داشتم قسمتی از یک سریال رو میدیدم یاد یکی از فیلم هایی افتادم که دوستش دارم

فیلمی که خیلی سال پیش دیدم، پس بنابراین به صورت جزئیی به یاد نمی یارمش ولی موقعیتی رو تصویر کرده بود که اون موقع خیلی درگیرم کرد و بعد ها به واسطه اتفاقی خیلی اون موقعیت رو به خودم نزدیک دیدم.

(بید مجنون) حکایت مردیه که از 8 سالگی نابیناست ولی بعد چند عمل جراحی بینایی خودش رو به دست میاره. مردی با کمالات و اگر اشتباه نکنم استاد فلسفه یا چیزی شبیه به این.

تو نابینایی با همسرش ازدواج کرده، همسری که بیناست.

زندگی خوب و خوشی دارند اما تا قبل از بینایی شخص اول فیلم.

بینا شدن چشم های مرد اون رو وارد فضایی میکنه که رفته رفته زندگیش رو دچار مشکلاتی میکنه.

و همه این مشکلات ناشی از یک چیزه

دیدن

آدمی که تا دیروز همه چیز رو به صورت قراردادی قبول کرده بود و طبق تصورات ذهنیش جلو میرفت، حالا همه چیز رو میدید و در موقعیت های جدیدی می افتاد.

باقیش رو نمیگم که یک وقت دیدن فیلم براتون بی مزه نشه.

اما فیلم جدا از پوسته ی معمولی و روایت زندگی

میتونه پوسته ی استعاریی هم داشته باشه

به اون جنبش هم دقت کنید.


این فیلم رو به دلیل تجربه خیلی نزدیکی که از موضوع فیلم بعدها پیدا کردم، هیچ وقت فراموش نمیکنم

وحشت این که یک روز چشم باز کنم و همه چیز بریزه بهم





پ ن:

باز تاکید میکنم خیلی سال پیش دیدم، اگر توضیحاتم دقیق نبود یا حتی اشتباه بود و یا اگر کیفیت ساخت فیلم خیلی قوی نبود ببخشید.

پ ن:

فیلم یکم تلخه، خودتون رو آماده کنید :)

پ ن:

به نظرم کلیت فیلم تذکر خوبی به ماست.

۷ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۲۰
مسیح

یک وقت اگر مردم و کسی به سرش زد این نوشته های داستان شکل نیم بند ما را به خروجی برساند

بدانید 

اسم (شاهد غیر عینی) را برایشان می پسندم

گفتم شاید یک وقتی این اتفاق افتاد ولی کسی یادش نبود.




پ ن:

شب قدری التماس دعا

که محتاجیم به دعا 

۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۲۴
مسیح



جلوی تلوزیون نشستیم
اخبار بیست و سی:
سوریه همچنان در سر خط تحولات منطقه
+واقعا اخبار ما رو ببین، با شبکه خبر سوریه هیچ فرقی نداره..
اخبار ساعت نه:
درگیری ها در تدمر ادامه داره و ارتش سوریه در آستانه رسیدن به مرز عراق
+بابا بسه دیگه، همش سوریه عراق یمن، جنگ و کشتار، این اخبار جمهوری اسلامی عح عح عح انگار نه انگار این مردم ارامش‌میخوان


اخبار بیست و سی (بعد از حمله به مجلس توسط داعش):
ارتش سوریه هم اکنون به مرز عراق رسیده و این یعنی موجودیت داعش در حال نابودیست.
+ (چشم هایش را گرد کرده و با دقت اخبار را نگاه میکند) ببین ببین تا کجا پیش رفتن، کار داعش تمومه دیگه، یکم دیگه بیان جلو حله


پ ن:
بعضی ها باید سختی سر لوله کلاش رو کاسه سرشون حس کنند، تا بیدار بشن
این بعضی ها رو اذیت نکنید
اینها دیر میفهمن ولی بلاخره میفهمن.
پ ن:
آما
یک سری ها هستند که اصلا نمیفهمند
اینها رو هم اذیت نکنید
دست خودشون نیست.

پ ن:

تیتر با لحن شب های برره

۳ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰ ۲۰ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۲۲
مسیح


روحانی و منش روحانی

از آن دست منش‌ها و نوع رفتار هایی است

که برای سطح کینه و تفرعن و خشونت و عصبانیت، هیچ سقفی قائل نیست. 

هر بار که از پس چالشی پیروز بیرون بیاید عصبی تر، متهاجم تر و قلدر تر میشود. 

حالا بعد از پیروزی (به هر قیمت) در انتخابات ریاست جمهوری اخیر 

نوبت تسویه حساب با افرادی است که به پوششی شدن برای او نه گفته اند.

روحانی رسما دیکتاتوری کوچک مطلقی را در گستره ریاست جمهوری خود فراهم کرده و روز به روز گسترشش میدهد.

دیکتاتوری که در آن وزیرانش رعایا را با زبانشان مشت مال میدهد و هر منتقدی را در دم خفه میکنند.

حسن روحانی بعد از هر پیروزی، به مثابه غول های فیلم های فانتزی بزرگ تر و خشمگین تر میشود. 

تنها راه مقابله با او

ایستادن در مقابل اوست.

البته این ایستادن 

به معنای ایستادن در مقابل جمهوریت نیست

بلکه به نوعی ایستادن در مقابل موانع جمهوریت و دموکراسی است.

۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۲۸
مسیح

هنوز هم موسیقی متن آژانس شیشه ای هربار که بهش گوش میدم، یه بغض بزرگ میزاره تو گلو و سینم..

حاج کاظم رو اونقدر میفهمم که میتونم با دیالوگ هایی که سلحشور بهش میگه، فشار قلب بگیرم


این روزها

و کلا این دروه

وقت خوبیه تا دوباره آژانس رو ببینید

مخصوصا

قسمت گفتگو های سلحشور (کیانیان) با حاج کاظم (پرستویی)








پ ن:

ای کاش عقده های این دل میشد تصویر بشه...

۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۵ خرداد ۹۶ ، ۰۲:۰۷
مسیح


به نظر من

توی زندگی

دو دسته اتفاق وجود داره

اتفاقاتی که انتظارش رو میکشی

و اتفاقاتی که حتی تصور به وقوع پیوستنش رو هم نداری

رفتن امام اتفاقی بود

که خیلی ها حتی در محالات ذهنشون هم تصورش رو نداشتند 

کی میتونه حال اون رزمنده ای رو درک کنه

که چند سال تو خط جنگید در فراق امام

و با این آرزو که یک بار برمیگرده و میره جماران امام رو میبینه 

اما وقتی با ولیچر برگشت

سهمش از ملاقات با امام

دیدن یه تیکه سفیدی بود که رو دست مردم اینور و اونور میره...

کی میتونه حال اون پسر بچه ی شهیدی رو بفهمه که بعد پدرش تمام دنیاش شده بود امام 

و حالا امامش روی دست مردم میرفت..

کی میتونه حال اون پیرزن کپر نشینی رو بفهمه که تمام درآمد حصیر بافی سالش رو گذاشته بود کنار تا بیاد تهران و امام رو ببینه

و حالا امامش رو دست مردم میرفت .

خیلی هامون آرزو میکردیم که بعد امام تو دنیا نمونیم و بمیریم

ولی امام رفت و ما موندیم و تازه فهمیدم که چقدر جون سختیم...


بعضی اتفاقات حتی تصور به وقوع پیوست نشون هم به ذهن نمیشینه

امیدوارم خدا دیگه هیچ وقت این دست اتفاقات رو به سر ما نیاره


#اللهم_احفظ_قائدنا_خامنه_ای 





پ ن:

امام رو از وصیت نامش بشناسید

نه از ارث برانش

امام رو صحیفش بشناسید 

نه صفحه اینستاگرام خانوادش

پ ن:

عکس از اریک بووت

۲ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۰۶
مسیح


_بچه های گردااان حبییییببب به خط باشید

برادرا منظم منظم .. تو صف باشید 

گردان امام حسین کنار دستتتشش...

بجنبید وقت نیست الان میرسن

مجتبی دلقک بازی در نیار برو سر صف وایسا به صفت نظم بده!

علی اسفند آمادس؟

+بله حاج ابراهیم آتیشه آتیشه

_بچه های لشکر ۲۷ مثل لشکر شکست خورده واینسید، نظم بگیرید ابرومون رو بردید

# حاجی ما با بچه های لشکر نصر ابمون تو یه جوب نمیره، ما رو بنداز بغل بچه های حبیب :))

_خجالت بکشید هنوز آدم نشدید شما؟

مجید کجان پس؟؟

@حاجی تازه از دست مردم کشیدن بیرون اقا رو، دارن میان دارن‌میان

» بابا حاج ابراهیم این شعره مشکل محتوایی داره خب یه سرود دیگه رو انتخاب میکردی!

_مشکلش چیه؟؟

« خودمون به خودمون بگیم، برخیزید؟؟

_تو روحت حسین تو روحت :)) برو سر صفت مزه نریز الان میان

@ حاج ابرااااهیم دارن میااااان، دارن میااین

_قربون قدمات که همه ما رو عاقبت به خیر کرد...

(صدای گردان ها و دسته ها و لشکرهایی که صف به صف منظم در میدان ایستاده اند بلند میشود، صل علی محمد بوی خمینی آمد صل علی....)

_همههه آماده... یک دو سه

(کل میدان‌به‌ یک باره‌، همزمان با قدم گذاشتن امام در میان خیل جمعیت شروع به خواندن سرود میکنند)

برخیزید..

برخیزید..

برخیزید.. ای شهیدان راه خدا

ای کرده بهر احیای حق جان فدا

برخیزید.. رهبر آمد کنون ....







پ ن:

من از تو یاد گرفتم

که وقتی شمشیر میزنیم باید آخر لشکر را نگاه کنیم

ما با چشم هایی که به آخر لشکر کفر دوخته شده

شمشیر میزنیم

تا ناملایمات پیش رو 

شمشیر از دست ما نگیرد

تو برای انقلاب کردن

آخر لشکر کفر و استبداد را دیدی

شمشیر زدی

با قلبی آرام

و ضمیری مطمئن..

پ ن:

و خیانت کارید اگر ادعای انقلابی بودن دارید و صحیفه امام را تا به حال یک بار ورق نزده اید

و جاهلید اگر ادعای امام دوست بودن دارید اما از منش و عقاید امام چیزی نمیدانید

پ ن:

با عبا و عمامه و کت و شلوار های آغشته به ذلت، با مردی تجدید آرمان میکنند

که در گوشه خانه محقرش در جماران

خواب را از چشمان مستکبرین گرفته بود.

این کدام آرمان کوفتیست که شما با آن تجدید میثاق میکنید؟

پ ن:

عکس از 

اریک بووت


۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۴ خرداد ۹۶ ، ۰۴:۰۱
مسیح

امشب 

مستند تشییع بزرگ 

ساعت ۲۱

از شبکه افق



روایتی از وداع ملت ایران با پیکر امام خمینی(ره) از زبان خلبانان بالگرد حامل پیکر مطهر ایشان


۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۳ خرداد ۹۶ ، ۱۷:۵۴
مسیح