icon
سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

هرچیزی قدیمیش بهتر است
آخرین مطالب

آدم ها هم مثل کشتی ها نیاز دارند یک لنگر داشته باشند

آدمی که لنگر نداشته باشد 

مثل کشتیی است که در تلاطم دریا لنگری نداشته باشد که بیاندازد

و یک لحظه در جایی باشد و لحظه دیگر در جایی دیگر

دریا قرار نیست همیشه ساکن و ساکت باشد

پس آدمیزاد نیز باید مثل کشتی ها لنگری داشته باشد


آدمیزاد مثل ناخداهای کار بلد، البته باید بداند که لنگر را کجا رها کند تا کف دریا به چه چیزی خودش را گیر بدهد

گاهی لنگر فرو میرود در ماسه های نرم کف دریا و موقع بزنگاه انگار نه انگار که لنگر داشتی

آدمیزاد باید لنگرش را به جایی گیر بدهد، که به راحتی دَر نرود


لنگر را که درست رها کنی خیالت راحت میشود که هر موجی که بیاید، شاید چند متری تو را این ور و آنور ببرد

ولی از ساحل دورت نمیکند

از اینجا بلندت نمیکند ببرد جایی ناشناخته 

جایی که اینجا نیست

اما اگر اشتباه رها کنی

موج که هیچ، حتی جزر مد هم تو را جوری می‌برد که وقتی چشم باز کنی

از خودت بپرسی:

من کجام؟ اینجا کجاست؟


لنگرت را کجا رها میکنی؟






پ ن:

من لنگرم را در تاریخ رها کردم

در یک محدوده هشت ساله

در محدوده ای که قهرمان بسیار دارد

قهرمانانی که لنگرت را محکم می‌چسبند و هیچ موجی تو را از دست آنها نمی قاپد

کشتی من، گرچه‌ بیشتر به تخت پاره میماند اما لنگرش را جای محکمی رها کرده

خیالش راحت است حتی اگر روزی روی یک تخته شناور باشد 

لا اقل خودش را گم نمیکند

پ ن:

آدم های بی لنگر، هرچقدر هم که کشتی هاشان، مجلل و بزرگ و مجهز باشد

ثبات ندارند

و کشتی بدون ثبات، بیشتر شبیه یک تابوت متحرک است

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۴۹
مسیح
خستم مرتضی
خیلی خستم




پ ن:
حیف آسفالت های تهران مین نداره..
۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۹ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۳۵
مسیح


+کاغذ قلم به دست داری... می نویسی؟

_نه، سیاه میکنم جناب

+چه چیزی را؟

_کاغذ ها را، دفاتر را

+این سیاه کردن ها سودی هم دارد؟

_نه جناب، بیشتر شبیه جنون است، سفیدی کاغذ ها اذیتم میکنند

+جنون بد است، اما مجنون خوب است، جنون داری یا مجنونی؟

_جنون، فکر میکنم جنون دارم جناب

+جنون بد است، جنون دیوانگی است، دیوانگی ابتر است

_شما جنون دارید یا مجنونید؟

+من مجنونم پسر

_فرقی هم میکند؟ جنون با مجنون؟

+صد البته، مجنون جنونش را مهار میکند، افسار میزند، جنون موتور محرک مجنون است

_تا به حال اینطور نگاهش نکرده بودم

+مگر تو تا به حال نگاه هم میکردی؟

_با تفاسیر شما، نه جناب، کور بودم

+البته کور بودن هم خوب است، کور باش ولی علیل نه...

_کور باشم ولی علیل نه...

+مجنون شو تا دیگر جان درختان بی زبان را نگیری، بلدی مجنون شوی؟

_فکر نکنم جناب

+فکر نکن پسر، تلاش کن! بلدی تلاش کنی؟

_فکر کنم جناب..

+بازهم فکر کردی.. مجنون شو پسر... تا وقت هست مجنون شو، جنون تباهت میکند

_چشم‌جناب مجنون میشوم.. راستی اسمتان؟

+نادر.. ولی تو همان مجنون صدایم کن..





پ ن:

تولدت مبارک موجودِ نادرِ قابل ستایش

#نادر_ابراهیمی

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۲۳
مسیح