icon
سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

هرچیزی قدیمیش بهتر است
آخرین مطالب



+ضرر کردیم محمد حسین..ضرر کردیم.. هی بهت گفتم تا راه سوریه و عراق بازه بیا بریم

بستن درو..

_چی چی میگی، بستن درو بستن درو!

خدا مگه درو رو بنده هاش میبنده؟؟

+شعار نده محمد.. سعید رفت، مجتبی رفت، کاظم رفت.. من و تو موندیم حالا تو این سرما مثل سیخ وایسادیم جلو یه مشت احمق سیبیلو..چی دادیم چی گرفتیم؟

_تو دردت این که حتما تو سوریه و عراق شهید شی؟ مثلا اگه امشب اتفاقی برات بیفته راضی به شهادت نیستی؟

+دفاع از حرم بی بی کجا این کجا؟

_داداش جون، کسی درِ شهادت رو روت نبسته، تو برو سمتش اون باز میشه، راهی که تو میری چیز دیگست، گردن خدا ننداز چیزی رو

+نمیفهمی چی میگم محمد حسین نمیفهمی!

@وسایلتون رو بردارید یه خیابون میکشیم جلو!! راه بیفتید!

# حاجی تجهیزات چیزی نمیدن بهمون؟ همینطوری؟؟

@گفتن مسالمت آمیز

# یعنی ماچشون کنیم؟ تو گلستان همه قداره ورداشتن!

@با من بحث نکن رضا! من خودم به اندازه کافی باهاشون بحث کردم

# حله پس، گوشتااااای قربووووونیییی راااه بیفتیید!


باقی ماجرا رو هم که شما ها بهتر میدونید

محمد حسین ها سر ایمانشون

درب شهادت رو تو پاسداران باز میکنن و امام حسینی میرن

امثال من تا آخر عمرشون به زمین و زمان فحش میدن







پ ن:

اگر تو ذهنت

برای شهادت لوکیشن خاصی قرار دادی

باختی

شهید مثل یه مهاجم شیش دنگه

یه لحظه فرصت پیدا کنه

از توپ مرده گل میسازه...

پ ن:

بعضیا خیالشون راحت باشه

اینقدر پاسدار و بسیجی داریم

که اگر بنا به قربونی شدنشون باشه

امنیتشون تا چندین سال تامین بشه

پ ن:

این وسط محمد حسین گوشت قربونیِ

پ ن:

به جای محمد حسین اسم همه #شهدای_فاطمیه رو بگذارید.

پ ن:

خلع سلاح نیروهای امنیتی اولین قدم از یک نقشه بزرگ

یه قدم برای روز موعود آقایون

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۰۳ اسفند ۹۶ ، ۰۰:۲۳
مسیح
یه زمانی
هرجایی که یه پیکر میرسید و تشییع میشد
خودم رو میرسوندم اونجا
حالا چی شده که آخرین تشییعی که پیشتون بودم رو به یاد نمیارم؟









پ ن:
دارم سقوط ازاد میکنم
بی طناب...
پ ن:
روزای خوب زندگیم، روزایی بود که با حال و یاد شما میگذشت
باقیش دست و پا زدن تو لجن بود..
۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۲۱:۱۹
مسیح

شادی یعنی


وقتی زنگ میزنه و میگه:

کی میای؟!








پ ن:

یعنی خدا اگر قرار بمیرم

یکم دیگه نگهم دار برم و برگردم یا در حینش بمیرم

پ ن:

وقتی دوباره میتونی برگردی به سرزمین عجایب*

پ ن:

سرزمین عجایب=جنوب

۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۰۲:۳۶
مسیح