icon
سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
دنیا از دید یک سیب زمینی

طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه


)
صدای پچ پچ ها و صحبت عابران و رهگذران بیرون خانه مولا(


مگر علی نماز هم میخوانده؟
_
چه بگویم؟از این جماعت هفت رنگ هرچه که بگویی بر می آمده، نماز هم اگر میخوانده قبول نبوده!


اینقدر به او گفتیم کار به کار گردن کلفت های کوفه نداشته باش, به خرجش نرفت که نرفت, این هم شد آخر و عاقبتش
_
آری,آدم که اینقدر سر بیت المال نباید خست بورزد,سر چند کیسه سکه ناقابل را اگر شل کرده بود الان روی دست مردم میرفت


من علی را از کودکیش میشناختم,به خدا قسم که درست تر و مسلمان تر از او به چشمانم ندیدم,اما یک جاهایی صلاح به آن بود که سکوت میکرد و کار به کار کسی نمی داشت,آخر کسی نبود بگوید مومن خدا به من و تو چه که بیت المال را خوردند,سیاست مرد صد رنگ میطلبد نه مردی به یک رنگی او, مینشست درون خانه اش و به مسایل شرعیه ی مردم میرسید سودمند تر بود
_
آرام تر سخن بگو مررد! کل شهر را خبرچین گرفته!انگار سرت به تنت زیادی کرده که اینطور صفات علی میگویی,برویم اینجا ایستادن به صلاحمان نیست...!

 

دیدی خواهر چه خاکی به سرمان شد؟!

_آرام باش خواهرم,دعا کن,باید فقط دعا کنیم
بعد شوهرم این آقا چشم و چراغ خانه ی مان بود,حالا بعد او چه کسی به دادمان میرسد...
_
توکل کن خواهر...
)
صدای بچه(
ماادر
_
جانم عزیزم
این شیرها حال عمو را خوب میکند؟
_
دعا کن پسرم دعا کن حال عمو بهتر شود

 



پ ن:
کوفه با تو چه کرد....
پ ن:
تهران را برای فرزندت کوفه نخواهیم کرد به همین خونهایی که در رگهایمان جریان دارد قسم

 

 

۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۴ ، ۰۱:۱۰
ممیز

میان مهمانی سرش را پایین انداخته بود بین آن همه صدای شدید تکان نمیخورد و به فرش خیره شده بود

چهره اش درهم و شکسته

بین آن همه صدا یک کسی گفت:

عه راستی امشب شب احیاستا!

یک دفعه انگار یکه خورد، سرش را بالا آورد

یک سوزش ناگهانی یک دفعه تمام مویرگ های قرمز چشمش را درنوردید تا به مردمک رسید

حاصل این واکنش اشک شد

اشک از گونه جاری شد

چشمانش را بست

نفسی عمیق کشید

لبخندی زد

و بلند شد....




پ ن:

شب های قدرتان حقیر را از دعای خیر بی بهره نگذارید، محتاجم و محتاجم و محتاجم و محتاج

پ ن:

چه دنیاییست دعای مجیر

پ ن:

فکر میکنم فرآیند اشکهای ناگهانی همین باشد، سوزش از عمق دل تا مویرگهای چشم و بعد اشک

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ تیر ۹۴ ، ۱۹:۲۶
ممیز

عکس آپلودش دچار مشکلست متاسفانه، اگر حالی بود در اینستا رویت کنید عکس را


تجربه تاریخی مردمان چند قرن اخیر ما را به این نتیجه میرساند که بهترین دعاها عاقبت بخیری است

همان دعای فابریک پدرها و مادر بزرگ ها و ایضا والدین ما
تاریخ برای مثال داستان حر ها و برصیصا های عابد را به تصویر میکشد
مصداق های روشنی از عاقبت بخیری و عدم عاقبت بخیری
یکی با پیشینه بد و دیگری با پیشینه ی مثبت
یا همین شیطان لعین رجیم که این ماه را دربست در خدمت قل و زنجیر است,خودش از مصادیق مهم اهمیت دعای عاقبت بخیری است
از ابتدای ماه رمضان امسال تا به اینجایش تمرکز تمام دعا هایم را گذاشته ام روی همین دعا
طلب عاقب بخیری برای دوستان و آشنایان و سایرین و خودم
اینکه خدا لحظه ای مارا به خودمان وا نگذارد که اگر لحظه ای مارا رها کند این سیل آب گل آلود وحشی مارا به قریه ای بی نام و نشان میبرد
و قطعا این ماجرای عاقبت بخیری ملزوماتی دارد...
این لیالی پیش روی پیشنهاد من کمترین این است که اول در حق هم بعد در حق خودمان این دعارا انجام دهیم
عاقبت بخیری همان مهر قبول کارنامه های آن دنیای ماست


مسجد فائق
فروردین94
مراسم عقد در حرم شهدای گمنام مسجد

 


پ ن:
عکس بالا یکی از مصادیق عاقبت به خیری است و چون مرتبط ترین در آرشیو بنده بوده انتخاب شده.
پ ن:
مصادیق عدم عاقبت به خیری را میتوانید به وضوح در تاریخ سی و چند ساله انقلاب خودمان روشن و واضح ببینید
مثال هایش را من نمیزنم که بحثی پیش نیاید

 

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۴ ، ۰۰:۴۳
ممیز