icon
قایم باشک... :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

قایم باشک...

چهارشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۴، ۱۱:۳۶ ب.ظ



محسن کجایی مادر؟!

_
نه نشد دیگه مادر,اینجور مزه نمیده باید پیدام کنی..

من دیگه حال و حوصله ى این کارارو ندارم مادر بگو کجایی..

_
عی بابا این اخلاق مادر من نبودا

بیست ساله گذاشتی رفتی توقع داری من همون مادری باشم که تو حیاط دنبالت میکردم تا یه برس به موهات بکشم و توام فرار میکردی؟

_
یادته مامان..

آره یادمه مادر,بگو کجایی؟

_
نه مامان نمیشه باید پیدام کنی..

آخه مادر تو این جمعیت این همه کامیون چطور پیدات کنم فدات شم؟

_
یادته برا خریده عید رفته بودیم بازار,من تو اون شلوغیا یه دفعه دنبال چادر کس دیگه ای رو گرفتم و رفتم
نیم ساعته بازار به اون شلوغی رو گشتی و پیدام کردی,الانم میتونی

نمیشه مادر اون موقع یه پسر کوچولوی من بود یه کله قرمز همیشه سریع پیدات میکردم...

_
خب الانم پیدام کن مادر جان,هنوز همون پسر بچم..

پسر زهرا خانومم که چند سال پیش برگشت خونه اصلا مثل رفتنش نبود..

_
تسلیم مادر تسلییم

یعنی میگی کجایی؟!

_
شما پشت کامیون شش رو بگیر بیا معراج

کامیون شش؟معراج؟! راس جدی میگی مادر؟!

_
دست شما درد نکنه مادر دروغم گفتم مگه...

اومدم مادر..اومدم.. جایی نریا اومدم..

_
چشم,مثل زمان مدرسه پا جفت وای میسم تا برسی مادر

خانوما برید کنار برید کنار پسرم..پسرم...
خانوم معراج از کدوم طرفه؟!

_
مادر معراج نمیتونی بری الان تو شلوغی

پسرم وایستاده اونجا..پسرم!

مادر تو این شلوغی باید پسرت رو می آوردی؟!..خیابون دست و راست رو باید بری...
(با تمام توان جمعیت را کنار میزند تا به معراج برسد)زیر لب مدام میگوید:
محسنم اومده برید کنار محسنم...


تشییع پیکر شهدا/بهارستان94
عکس از yahya_aliee






پ ن:
حس عکس فوق العادست..دست عکاسش طلا
پ ن:
شرمنده پدران شهدا

 

نظرات (۶)

۰۳ تیر ۹۴ ، ۲۳:۴۲ خانم الفــــ
چه غمی داشت...خیلی خوب ولی..

هیچی ندارم که بگم..
پاسخ:
هیچ کس چیزی برای گفتن نداره...
سلام،خلاقیت،واژه ایست که در نوشته هایتان به معنای اعم و حالا به معنای اخص در این متن معنا پیدا میکنه...درود بر سربازان نازک طبع ونازک قلم جنگ نرم...آره اخرین بار همدیگه رو توی تشییع شهدا در دانشگاه تهران دیدیم عزیز..یاعلی(ع)
پاسخ:
سلام علیکم
این حرف ها رو نزن برادر خیلی سنگینه..
درورد به شما
اولین بار کجا دیدیم هم رو؟ :)
۰۴ تیر ۹۴ ، ۰۱:۳۴ ...:: بخاری ::...
سلام.
سلام .......

السلام.............
پاسخ:
سلام علیکم
۰۴ تیر ۹۴ ، ۱۳:۰۳ پلڪــــ شیشـہ اے
و چ مادرایی ک چشم انتظار رفتن ...

تصویر سازی خیلی خوبی بود.
پاسخ:
...
ممنون
http://pouke140.blog.ir/1394/03/29/%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C
پاسخ:
ممنون
درود
پاسخ:
ممنون

بازخورد

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">