icon
آوار و فرهاد... :: سیب زمینی

سیب زمینی

گاهی وقتها سیب زمین هم که باشی باید پخته باشی
سیب زمینی

سیب زمینی که دوست داشت سیب سرخ شود.

ما سینه زدیم
بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم
انها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم!!
از آخر مجلس
شهدا را چیدند...

آوار و فرهاد...

دوشنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۵۲ ب.ظ


تیشه ات را بردار فرهاد

این بار برای آوار برداشتن...








پ ن:

دیروز از پله ها آمدم پایین

خودم را به ماشین رساندم

تا نشستم راننده گفت:

شما هم‌ حس کردید؟

گفتم:

چی رو؟

گفت:

زلزله دیگه!

گفتم:

زلزله؟

همینطور که این را گفتم گوشی را از جیبم‌ درآوردم و تلگرام را باز کردم

کانال های خبری توی سر و کله خودشان میزدند و مدام عددشان بیشتر میشد

راننده هم پشت هم اسم شهر های زلزله زده را میگفت و من تند تند انگشتم را روی صفحه میلغزاندم تا پیام های بیشتری بخوانم

کرمانشاه کردستان اصفهان و ...

در عرض چند لحظه چک نکردن گوشی

نصف کشور را زلزله در نوردیده بود

و کرمانشاه به فاصله چند دقیقه، دیگر آن کرمانشاهی نبود که چند ماه قبل به آن سفر کرده بودم

.

زندگی همین است

به واسطه چند لحظه همه چیز را از تو می گیرد

همان چیزهایی را که چند لحظه قبل به تو داده بود

ولی تو

آنقدر سفت زندگی میکنی

که انگار مسافر چند صد ساله ای...

#کرمانشاه

#زلزله

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۲
مسیح

نظرات (۱)

۲۳ آبان ۹۶ ، ۲۳:۳۳ طلبه اُ منفی
روی گسل بنا شده‌ایم...

بازخورد

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی